درس 3 – لغات سطح A1 آلمانی
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] der Appetit [/responsivevoice]
(اشتها)
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] Guten Appetit! [/responsivevoice]
(خوش اشتها باشید [نوش جان!])
- der Appetit به عنوان یک واژه به معنای اشتها است اما شما معمولا این واژه را به جز در اصظلاح Guten Appetit زیاد نمی بینید. به این نکته توجه داشته باشید که Guten Appetit معادل دقیق “نوش جان” به حساب نمی آید. چراکه آلمانی ها از این اصطلاح تنها پیش از غذا استفاده می کنند. در واقع گفتن آن بعد از غذا بی معناست چراکه وقتی غذا تمام شده اشتها داشتن دیگر کارایی ندارد. پس در استفاده درست از این اصطلاح دقت کنید.
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] arbeiten [/responsivevoice]
(کار کردن)
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] Wo arbeiten Sie? [/responsivevoice]
(شما کجا کار می کنید؟)
- از فعل arbeiten بیشتر برای نشان دادن کارکردن افراد استفاده می شود. برای نشان دادن کارکرد وسایل از این فعل استفاده نکنید. برای مثال در جمله “کامپیوتر من کار نمی کند.” استفاده از این فعل مناسب نیست. (معادل بهتر این است: mein Computer funktioniert nicht)
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] die Arbeit [/responsivevoice], -en
(کار، شغل، حرفه)
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] Mein Bruder sucht Arbeit. [/responsivevoice]
(برادر من به دنبال کار است.)
- از واژه Arbeit معمولا برای اشاره کلی به کار استفاده می شود نه عنوان شغلی.
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] arbeitslos [/responsivevoice]
(بیکار)
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] Es gibt bei uns viele Leute, die schon lange arbeitslos sind. [/responsivevoice]
(در اطراف ما افراد زیادی هستند، که مدت زیادیست بیکارند.)
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] der Arbeitsplatz [/responsivevoice], -ä, e
(محل کار)
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] An meinem Arbeitsplatz fehlt ein Drucker. [/responsivevoice]
(در محل کار من یک چاپگر کم است.)
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] der Arm [/responsivevoice], -e
(دست، بازو)
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] Mein Arm tut weh. [/responsivevoice]
(دست من درد می کند.)
- Arm به معنای دست از شانه تا مچ است. برای قسمت پایین دست از واژه Hand استفاده می شود.
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] der Arzt [/responsivevoice], -Ä, e
(دکتر، پزشک)
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] Morgen habe ich einen Termin bei meiner Ärztin. [/responsivevoice]
(فردا من یک قرار با دکترم [خانم دکترم] دارم.)
- احتمالا به خاطر دارید که با اضافه کردن پسوند in- به بیشتر شغل ها شکل مونث آنها را می ساختیم. Arzt در این مورد یک استثنای کوچک دارد و حالت مونث آن به صورت Ärztin ساخته می شود.
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] auch [/responsivevoice]
(هم، همچنین)
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] Ich bin auch Spanier. [/responsivevoice]
(من هم اسپانیایی هستم.)
- در زبان آلمانی واژه های متفاوتی معنای مشابه “هم” در فارسی را دارند. برای مثلا واژه noch هم می تواند با معنای مشابهی استفاده شود. البته فعلا نگران اینکه کجا از کدامیک استفاده کنیم نباشید. اما همیشه از auch به عنوان هم استفاده نکنید!
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] auf [/responsivevoice]
(حرف اضافه)
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] Die Kinder spielen auf der Straße. [/responsivevoice]
(بچه ها توی خیابان بازی می کنند.)
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] Auf Wiedersehen. [/responsivevoice]
(تا دیدار بعد [خداحافظ])
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] Wie heißt das auf Deutsch? [/responsivevoice]
(این به آلمانی چه نامیده می شود؟)
- auf یک حرف اضافه است پس آن را معادل سازی نمی کنیم. ساختارهایی که باید یادبگیرید در هر سه مثال آورده شده. در مثال اول “auf der Straße” به معنای توی خیابان بازی کردن است. این حرف اضافه تاکیدی بر محل دقیق بازی ندارد، فقط به خیابان اشاره می کند. در مثال دوم Auf Wiedersehen یک اصطلاح است. درگیر ساختار گرامری آن نشوید و آن را کلی حفظ کنید. در مثال سه یک ساختار کلی را یاد می گیرید. “heißt auf Deutsch” یا “heißt auf + یک زبان” یعنی معنای آن به در این زبان چیست.
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] die Aufgabe [/responsivevoice], -n
(تکلیف، مشق، وظیفه)
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] Das ist eine schwere Aufgabe. [/responsivevoice]
(یک تکلیف سختی است.)
- با واژه Aufgabe در مدرسه و دانشگاه زیاد سر و کار خواهید داشت. Aufgabe یعنی تکلیفی که برای شما مشخص می شود و باید انجام دهید.
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] aufhören [/responsivevoice]
(تمام شدن، پایان یافتن، متوقف کردن)
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] Der Kurs hört in einer Woche auf. [/responsivevoice]
(کلاس تا یک هفته دیگر تمام می شود.)
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] Hier hört die Bahnhofstraße auf. [/responsivevoice]
(اینجا خیابان بانهوف تمام می شود.)
- فعل aufhören یک فعل عبارتی و تفکیک پذیر است. توجه داشته باشید که این فعل هیچ رابطه با hören به معنای شنیدن ندارد. aufhören را میتوانید برای تمام شدن تقریبا هرچیزی استفاده کنید.
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] auf sein [/responsivevoice]
(باز بودن، قفل نبودن)
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] Du brauchst den Schlüssel nicht. Die Wohnung ist auf. [/responsivevoice]
(تو به کلید نیازی نداری، [در] آپارتمان باز است.)
- ما از برای ساختار auf sein معادلی در فارسی ندارد. پس اصلا رایج نیست که بگوییم “خانه باز است.” معمولا جمله به صورت “در خانه باز است.” ساخته می شود. در آلمانی نیازی به اشاره به در نیست. auf بودن یک چیز یعنی باز بودنش. این در مورد چیزهایی مثل صندوقچه هم درست است.
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] aufstehen [/responsivevoice]
(بیدار شدن)
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] Ich muss immer um vier Uhr aufstehen. [/responsivevoice]
(من باید همیشه ساعت 4 بیدار شوم.)
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] Soll ich aufstehen? [/responsivevoice]
(باید من بیدار شوم؟ [از تخت بلند شوم])
- aufstehen در واقع به معنای بیدار شدن تنها نیست. aufstehen یعنی بلند شدن از تخت. پس اگر بیدار شده باشید ولی در تخت مانده باشید این فعل مصداق پیدا نمی کند.
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] der Aufzug [/responsivevoice], -ü, e
(آسانسور)
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] In diesem Haus gibt es keinen Aufzug. [/responsivevoice]
(در این خانه آسانسور نداریم.)
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] das Auge [/responsivevoice], -n
(چشم)
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] Er hat blaue Augen. [/responsivevoice]
(او چشم های آبی دارد.)
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] aus [/responsivevoice]
(حرف اضافه)
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] Er kommt aus Brasilien. [/responsivevoice]
(او از برزیل می آید. [او اهل برزیل است.])
- aus یک حرف اضافه است پس آن را معادل سازی نمی کنیم. در اینجا باید تنها یک ساختار ساده را یادبگیرید: “kommen aus + یک شهر یا کشور” به معنای اهل آن شهر یا کشور بودن است.
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] der Ausflug [/responsivevoice]
(سفر، گشت و گذار)
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] Morgen machen wir einen Ausflug nach Heidelberg. [/responsivevoice]
(فردا ما به هایدل برگ سفر می کنیم.)
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] ausfüllen [/responsivevoice]
(پر کردن فرم)
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] Füllen Sie bitte dieses Formular aus. [/responsivevoice]
(لطفا این فرم را پر کنید.)
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] der Ausgang [/responsivevoice]
(خروج، درب خروج)
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] Wo ist der Ausgang? [/responsivevoice]
([در] خروج کجاست؟)
- از واژه Ausgang معمولا برای نشان دادن خروج در محل های عمومی استفاده می شود. مثلا اگر به دنبال خروج در فرودگاه هستید به تابلویی توجه کنید که بر روی آن Ausgang نوشته شده است.
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] die Auskunft [/responsivevoice], -ü, e
(اطلاعات، راهنمایی، کیوسک اطلاعات)
[responsivevoice voice=”Deutsch Female” buttontext=””] Können Sie mir eine Auskunft geben? [/responsivevoice]
(آیا می توانید به من اطلاعات بدهید؟ [آیا میتوانید مرا در مورد یک چیز راهنمایی کنید])
- Auskunft معمولا به بخش اطلاعات اشاره می کند. تقریبا همه مکان های عمومی در آلمان یک بخش اطلاعات دارند که با Auskunft مشخص شده. از این بخش می توانید برای گرفتن راهنمایی کمک بگیرید.
۱۰ دیدگاه. نظر بدهید
Die Wohnung ist auf.
هیچ منبعی پیدا نکردم که همچین جمله ای به کار رفته باشه. لطفا یک منبع موثق معرفی کنید.
این مثال از مجموعه لغات منتشر شده انتشارات گوته گرفته شده. و البته به صورت محاوره ای جملات اینچنینی زیاد به کار می رود.
فعل aufhörten یک فعل عبارتی و تفکیک پذیر است….. در این پاراگراف سه بار اشتباه تایپی داد aufhorTen به aufhoren اصلاح کنید
اصلاح شد. ممنون از دقت شما
An meinem Arbeitsplatz fehlt ein Drucker.
drucker یعنی printer
maler یعنی نقاش
اصلاح شد. ممنون از دقت شما
واقعا سپاس
نمیدونم چطوری از زحماتتون تشکر کنم واقعن ممنون
با سلام
در عبارت “فعل aufhörten یک فعل عبارتی و تفکیک پذیر است. توجه داشته باشید که این فعل هیچ رابطه با hörten به معنای شنیدن ندارد. aufhörten را میتوانید برای تمام شدن تقریبا هرچیزی استفاده کنید.” کلمه aufhörten را به aufhören اصلاح نمایید
اصلاح شد. ممنون از دقت شما.