درس 12 – لغات سطح A1 آلمانی

  1. خانه
  2. chevron_right
  3. آموزش زبان آلمانی
  4. chevron_right
  5. لغت دانی زبان آلمانی
  6. chevron_right
  7. درس 12 – لغات سطح A1 آلمانی
das Feuer

(آتش)

Haben Sie Feuer? 

(آتش دارید؟)


das Fieber 

(تب)

Mein Mann hat noch immer Fieber. 

(شوهر من همیشه تب دارد.)


der Film , -e

(فیلم)

Ich möchte gern diesen Film sehen.

(من دوست دارم این فیلم را ببینم.)


finden

(پیدا کردن)

Wir müssen den Schlüssel finden. 

(ما باید کلید را ‍پیدا کنیم.)


die Firma 

(شرکت)

Er arbeitet jetzt bei einer anderen Firma. 

(او حالا در یک شرکت دیگر کار می کند.)


der Fisch , -e

(ماهی)

Ich esse gern Fisch. Fleisch mag ich nicht.

(من ماهی دوست دارم. گوشت دوست ندارم.)


die Flasche , -n

(بطری، شیشه)

Eine Flasche Bier, bitte.

(یک بطری آبجو لطفا)


das Fleisch 

(گوشت، گوشت قرمز)

Fleisch mag ich nicht.

(من گوشت دوست ندارم.)


fliegen 

(پرواز کردن، با هواپیما سفر کردن)

Ich fliege nicht gern. Deshalb fahre ich mit dem Zug. 

(من پرواز کردن را دوست ندارم، به همین خاطر با قطار سفر می کنم.)


abfliegen 

(راهی شدن با هواپیما، حرکت کردن، از زمین جدا شدن)

Wann fliegst du ab? 

(کی حرکت می کنید؟ [هواپیما کی پرواز می کند؟])


der Abflug 

(زمان پرواز هواپیما)

Der Abflug ist um 11.20 Uhr. 

(زمان پرواز 11:20 دقیقه است.)


der Flughafen 

(فرودگاه)

Kannst du mich zum Flughafen bringen? 

(می توانی مرا تا فرودگاه ببری؟)


das Flugzeug 

(هواپیما)

Das Flugzeug aus Berlin kommt heute später an. 

(هواپیما از برلین امروز دیرتر می رسد.)


das Formular , -e

(فرم)

Sie müssen dieses Formular ausfüllen. 

(شما باید این فرم را پر کنید.)


das Foto , -s

(عکس)

Darf ich ein Foto machen? 

(اجازه دارم یک عکس بگیرم؟)


fragen

(سوال کردن، درخواست کردن)

Er möchte Sie etwas fragen. Wann kommen Sie? 

(من دوست دارم از تو چیزی بپرسم. کی میای؟)


die Frage , -n

(سوال)

Ich habe eine Frage. 

(من یک سوال دارم.)


die Frau , -en

(زن، خانم)

Das ist Frau Becker.

(این خانم بکر است.)

Guten Tag, Frau Schmitt! 

(روز بخیر، خانم شمیت)

Hier arbeiten mehr Frauen als Männer. 

(اینجا بیشتر زن های بیشتری از مردها کار می کنند.)


frei

(آزاد، رها، رایگان)

Ist der Platz noch frei? 

(آیا جا هنوز آزاد است.)


die Freizeit 

(وقت آزاد، اوقات فراغت)

In meiner Freizeit spiele ich oft Fußball. 

(من در وقت آزادم معمولا فوتبال بازی می کنم.)

۱ دیدگاه. نظر بدهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست