درس 25 – لغات سطح A1 آلمانی

  1. خانه
  2. chevron_right
  3. آموزش زبان آلمانی
  4. chevron_right
  5. لغت دانی زبان آلمانی
  6. chevron_right
  7. درس 25 – لغات سطح A1 آلمانی
die Pommes frites (pl.)

(سیب زمینی سرخ کرده)

 Die Kinder essen Hähnchen mit Pommes frites. 

(بچه ها جوجه با سیب زمینی سرخ کرده می خورند.)


die Post 

(پست، اداره پست، دفتر پست)

Wo ist die Post, bitte? 

(دفتر پست کجاست؟)

Ist Post da? 

(آیا دفتر پست اینجاست؟)


die Postleitzahl 

(کد پستی)

Wie ist Ihre Postleitzahl? 

(کد پستی شما چیست؟)


das Praktikum 

(کارآموزی)

Ich mache ein Praktikum bei Siemens. 

(من در زیمنس کارآموزی می کنم.)


die Praxis 

(مطب)

Die Praxis ist ab acht Uhr geöffnet. 

(مطب از ساعت 8 باز می شود.)


der Preis , -e

(قیمت)

Die Preise sind hoch. 

(قیمت خیلی بالاست.)


das Problem , -e

(مشکل)

Mein Problem ist die Sprache. 

(مشکل من زبان است.)


der Prospekt , -e

(بروشور)

Bitte schicken Sie mir einen Prospekt von Ihrem Hotel. 

(لطفا یک بروشور از هتل خود برای من بفرستید.)


die Prüfung 

(امتحان)

Die Prüfung ist am Montag um 8.00 Uhr. 

(امتحان روز دوشنبه ساعت 8 است.)


pünktlich 

(وقت شناس ،سروقت، دقیقا [در مورد زمان])

Der Bus fährt pünktlich um acht Uhr. 

(اتوبوس دقیقا ساعت 8 حرکت می کند.)

Herr Müller ist immer pünktlich. 

(آقا مولر همین وقت شناس است.)


Rad fahren 

(دوچرخه سواری کردن)

Das Kind kann schon Rad fahren. 

(بچه [از همین حالا] دوچرخه سواری می کند.)


rauchen

(سیگار کشیدن)

Ich rauche nicht. 

(من سیگار نمی کشم.)


der Raum , -ä, e

(اتاق)

Der Unterricht ist in Raum 332. 

(کلاس درس در اتاق 332 است.)


die Rechnung , -en

(صورت حساب)

Die Rechnung, bitte. 

(صورت حساب، لطفا.)


rechts 

(سمت راست، راست)

Die Schillerstraße ist hier rechts. 

(خیابان شیلر اینجا سمت راست است.)


regnen 

(باران آمدن)

Heute regnet es. 

(امروز باران می بارد.)


der Regen 

(باران)

Bei diesem Regen gehe ich nicht raus. 

(با وجود این باران من بیرون نمی روم.)


der Reis 

(برنج)

Ich esse gern Reis. 

(من به خوردن برنج علاقه دارم. [من برنج دوست دارم.])


reisen 

(مسافرت کردن)

Ich reise gern. 

(من مسافرت کردن را دوست دارم.)


die Reise 

(مسافرت)

Wir machen eine Reise nach Österreich. 

(ما یک مسافرت به اتریش می رویم.)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست