abroad
  • adv. / to or in another country (کشور دیگر، خارج)
  • Syn. / overseas, internationally
Louis Armstrong often traveled abroad  (لویس ارمسترانگ اغلب به خارج مسافرت می کرد.)

Living abroad can be an educational experience  (زندگی خارج می تواند یک تجربه آموزشی باشد.)


abrupt
  • adj. / quick, without warning (سریع، بدون اخطار)
  • Syn. / sudden

adv. abruptly / n. abruptness

There was an abrupt change in the weather.  (یک تغییر سریع در آب و هوا وجود داشت.)

After the incident everyone left abruptly.  (بعد از اتفاق همه به سرعت رفتند.)


acceptable
  • adj. / allowable or satisfactory (قابل قبول، رضایت بخش)
  • Syn. / permissible

adv. acceptably / v. accept / n. acceptability / adj. accepting

The idea was acceptable to everyone.  (ایده برای همه قابل قبول بود.)

The registrar accepted more applicants than he should have.  (ثبت کننده بیش از تعدادی که باید متقاضی قبول کرد.)


acclaim
  • n. / enthusiastic approval, applause (تحسین، احترام)
  • Syn. / praise

n. acclamation / adj. acclaimed

Isaac Stem has won acclaim abroad.  (ایزاک استم خارج از کشور احترام به دست اورده.)

Acclaimed authors often win Pulitzer Prizes.  (نویسندگان تحسین شده اغلب جایزه پولیتزر می برند.)


actually
  • adv. / being in existence, real or factual (واقعا، در واقع)
  • Syn. / truly

adj. actual

They were actually very good soccer players.  (آنها واقعا بازیکن های فوتبال خوبی بودند.)

The actual time allotted to complete the test is two hours.  (زمان واقعی اختصاص داده شده برای تکمیل امتحان 2 ساعت است.)


adverse
  • adj. / displeasing, objectionable, or bad (نامناسب، مضر)
  • Syn. / unfavorable

n. adversary / n. adversity / adv. adversely

Adverse weather conditions made it difficult to play the game.  (شرایط جوی نامناسب انجام بازی را با مشکل روبه رو کرد.)

His indecision adversely affected his job performance.  (تردید او به طور مضری عمکلرد شغلی او را تحت تاثیر قرار داد.)


advice
  • n. / a recommendation given by someone not (مشورت، توصیه)
  • Syn. / suggestion

n. advisability / adj. advisable / v. advise

Good advice is hard to find.  (مشورت خوب به سختی پیدا می شود.)

It is not advisable to stay up late the night before a test.  (این توصیه نمی شود که شب امتحان زیاد بیدار بمانید.)


attractive
  • adj. / calling attention to, pleasing, creating interest, pretty (جذاب)
  • Syn. / appealing

n. attractiveness /  v. attract  /  v. attract / adv. attractively

The idea of working four, 10-hour work days was attractive to the employees.  (ایده کار کردن چهار روز 10 ساعته برای کارمندان جذاب بود.)

The major attraction of the show was a speech by the president.  (جذابیت اصلی نمایش، سخنرانی رئیس جمهور بود.)


ideal
  • adj. / having no flaw or mistake, excellent (ایده آل)
  • Syn. / perfect

n. ideal / adv. ideally

The beach is an ideal place to relax.  (ساحل یک مکان ایده آل برای آرام شدن است.)

Candidates for the job should ideally have five years experience in similar positions.  (نامزدهای این کار باید در حالت ایده آل 5 سال تجربه در یک جایگاه مشابه داشته باشند.)


persistent
  • adj. / continuous, refusing to give up, firm in action or decision (مداوم، سمج، مصر)
  • Syn. / constant

adv. persistently / v. persist / n. persistence

The attorney’s persistent questioning weakened the witness.  (سوالات مداوم وکیل، شاهد را ضعیف کرد.)

Her persistence earned her a spot on the team.  (پافشاری او، باعث شد او یک جای در تیم بگیرد.)


wide
  • adj. / extending over a large area (وسیع، عریض)
  • Syn. / broad

adv. widely / n. wideness

Pine forests are found over a wide area of the Pacific Northwest. (جنگل های کاج می توان در یک پهنای وسیع از شمال غرب اقیانوس آرام پیدا کرد.)

The senator has traveled widely. (سناتور به طور گسترده ای مسافرت کرده بود.)


autonomous
  • adj. / by itself, with no association (مستقل، خود مختار)
  • Syn. / independent

adv. autonomously

Mexico became an autonomous state in 1817. (مکزیک در سال 1817 به یک کشور مستقل تبدیل شد.)

Although working closely with the government, all businesses function autonomously. (با وجود کار کردن نزدیک با دولت، همه کسب و کارها به صورت مستقل عمل می کنند.)


disapproval
  • n. / the act of disagreeing, not giving approval (مخالفت، رد)
  • Syn. / objection

v. disapprove / adv. disapprovingly

Their disapproval of the plan caused the experiment to be abandoned. (مخالفت آنها با برنامه باعث شد آزمایش متوقف شود.)

The students disapproved of the plan of study. (دانش آموزان با برنامه آموزشی مخالفت کردند.)


disruptive
  • adj. / causing confusion and interruption (مخرب، مخل، قطع کننده)
  • Syn. / disturbing

n. disruption / v. disrupt / adv. disruptively

Frequent questions during lectures can be disruptive. (سوالات مداوم در طول کلاس می تواند مخل باشد.)

The storm caused a disruption in bus service. (طوفان باعث اختلال در خدمات اتوبوس رانی شد.)


haphazardly
  • adv. / having no order or pattern, by chance (نامنظم، اتفاقی، شانسی)
  • Syn. / arbitrarily, carelessly

n. haphazardness / adj. haphazard

It was obvious that the house was built haphazardly. (این واضح بود که خانه نامنظم ساخته شده.)

Susan completed the assignment in a haphazard way. (سوزان کارش را به طور نامنظمی انجام داد.)

لینک های مفید

۱۶ دیدگاه. نظر بدهید

  • سلام. واقعا ممنون‌ من که خیلی لذت بردم و استفاده کردم.

    پاسخ
  • الحمد لله خوب است تشکر

    پاسخ
  • برای اپل هم نرم افزارشو طراحی کنید

    پاسخ
  • سایتتون عالیه

    پاسخ
  • سلام . خدا خیرتان دهد.ان شاالله سلامت باشید.

    پاسخ
  • سلام. خدا قوت.
    ساده بگم خدمتتون. ادم رو یاد انسان و انسانیت میندازین. بصورت ساده و بدون پیچیدگی دارین اموزش میدین. واسه خود من الگو هستین. چقدر خوبه که کار ادم بقیه رو یاد خدا وخدمت بندازه مثل همین سبک کاری شما.
    ممنونم و در پناه خدا.

    پاسخ
  • احسنت باشد.!کاش افرادقابلی مثل شما درفضاهای مجازی می بودند درود من به شما واقعا خوشم اومد خیلی خوبه به جزئیات دقت شده

    پاسخ
  • لطفا مثل 504 برای هر درسی یک داستان یا یه چیزی شبیش بزارید که لغات تو ذهن بمونه مثلداستان فکاهی یا نقل قول

    پاسخ
  • سعيده نژادستاري
    ژوئن 11, 2018 6:41 ب.ظ

    خيلي خوب چندين بار فلش كارتهاي تافل را گرفتم ولي كارامد نبودن مخصوصا به خاطر اينكه شنوايي در گير ميشه سرعت يادگيري بالا ميره ممنون

    پاسخ
  • عااااااااااااااااااااااااااااااااااالی، اصن هیچ طوری نمیشه تشکر کرد ازتون. خدا خیرتون بده

    پاسخ
  • سکینه روشنایی
    دسامبر 13, 2017 12:35 ب.ظ

    با سلام و خسته نباشین و تشکر از زحمات شما عزیزان
    میشه لطف بفرمایین تمام این لغات رو به ایمیل من ارسال بفرمایین .

    پاسخ
  • تشکر فراوان خدا قوت

    پاسخ
  • محسن از قزوین
    دسامبر 21, 2016 1:17 ب.ظ

    عالی!20!

    پاسخ
  • با سلام و عرض خسته نباشید و تشکر از راه اندازی سایت بسیار مفید و جالبتان
    یه ایراد کوچیک مشاهده کردم گفتم بهتون بگم
    در لغات تافل ترجمه مثال اول کلمه disruptive ایراد دارد.
    با تشکر مجدد از زحمات شما

    پاسخ
  • فریبا فرهادی
    نوامبر 13, 2016 12:19 ب.ظ

    باسلام
    امیدوارم با این سیستم بتوانم زبانم را تقویت کنم تشکر فراوان

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست