decline
  •  v. / to move from good to bad, or from much to little, to refuse (افت کردن، سقوط کردن، پایین آمدن)
  • Syn. / decrease

n. decline

The old man’s health has declined since he retired.  (سلامتی پیرمرد از زمان بازنشستگی افت کرده است.)

Serious communicable diseases are on the decline in most parts of the world.  (بیماری های واگیردار جدی در تمام نقاظ جهان در حال کاهش هستند.)


gather
  • v. / to collect (جمع آوری کردن، جمع کردن)
  • Syn. / collect

n. gathering

He carefully gathered his thoughts just before the interview.  (او با احتیاط افکارش را پیش از مصاحبه جمع کرد.)

A gathering of citizens developed outside the courthouse. (یک تجمع از شهروندان بیرون دادگاه شکل گرفت.)


motion
  •  v. / n. the state of changing one’s position  (حرکت)
  • Syn. / movement

v. motion

The motion of the flame was hypnotic. (حرکت شعله خواب آور بود.)

They motioned her to leave the area. (آنها به او دستور دادند تا منطقه را ترک کند.)


partisan
  • adj. / strongly supporting a group or point of view (حزبی، طرفدار)
  • Syn. / biased
Partisan political infighting caused Congress’s influence to decline.  (درگیری های سیاسی حزبی باعث کاهش نفوذ کنگره شد)


pattern
  • n. / a regular, repeated arrangement or action (الگو، طرح)
  • Syn. / habit

v. pattern / adj. patterned

The bright pattern of the monarch butterfly distracts its predators.  (طرح های درخشان پروانه های شهریار شکارچیانش را منحرف می کند.)

The new stadium was patterned after the old traditional ballparks. (استادیوم جدید از روی استادیوم قبلی طراحی شده است.)


Phenomena
  • n. / natural events or facts; strange or notable happenings (پدیده)
  • Syn. / events

n. phenomenon / adj. phenomenal / adv. phenomenally

Rain showers are almost unknown phenomena in the Atacama Desert of Chile. (بارانهای تند تقریبا پدیده های ناشناخته ای در صحرای اتاکاما در شیلی هستند.)

The musician’ s phenomenal performance was applauded by the critics. (اجرای فوق العاده نوازنده به وسیله منتقدین تحسین شد.)


philanthropic
  • adj. / a feeling of love for people, usually resulting in financial aid to worthy causes (خیریه)
  • Syn. / humanitarian

n. philanthropist / n. philanthropy

The philanthropic work of the foundation benefits all sectors of society. (کار خیریه موسسه برای همه بخش های جامعه سودمند است.)

His philanthropy is recognized around the world.  (بشر دوستی او در سراسر دنیا شناخته شده است.)


placid
  • adj. / quiet, not easily upset (آرام، متین)
  • Syn. / calm

adv. placidly

The placid nature of her personality made her easy to work with. (طبیعت متین شخصیت او کار کردن با را راحت می کرد.)

The waves moved placidly toward shore.  (موج ها با آرامش به سمت ساحل حرکت می کردند.)


plentiful
  • adj. / more than sufficient (فراوان، بیش از نیاز)
  • Syn. / abundant

n. plenty / adv. plentifully

Examples of Miro’s art plentiful. (نمونه هایی از هنر میرو فراوان است.)

A balanced diet normally provides plenty of the necessary vitamins. (یک رژیم غذایی متعادل معمولا ویتامین های ضروری فراوانی را تامین می کند.)


reaction
  • n. / a reply; a change that occurs when substances are mixed (عکس العمل، واکنش)
  • Syn. / response

adv. reactively / adj. reactive / v. react / adj. reactionary

When chlorine and ammonia are mixed, the chemical reaction causes chlorine gas.  (وقتی کلر و آمونیاک مخلوط می شوند، واکنش شیمیایی باعث تولید گاز کلر می شود.)

They reacted to the report by making some swift changes in management. (آنها با ایجاد تغییراتی سریع در مدیریت به گزارش واکنش نشان دادند.)


rhythm
  • n. / a regular pattern, usually in music (نواخت، وزن، آهنگ)
  • Syn. / pulse

adv. rhythmically / adj. rhythmic

The rhythm of the rain hitting the roof put him to sleep. (آهنگ برخورد باران به سقف او را به خواب برد.)

She noticed the rhythmic beating of her heart as the moment of truth arrived. (او زمانی که با حقیقت روبه رو شد متوجه ضربان ریتمیک قلب خود شد.)


scenic
  • adj. / concerning pleasant natural surroundings (خوش منظره، زیبا)
  • Syn. / picturesque

n. scene / n. scenery / adv. scenically

The scenic route to the summit is much more interesting than the fastest route. (جاده خوش منظره تا قله به مراتب از جاده سریع جالب تر است.)

The scenery in rural Japan is impressive. (مناظر در خارج شهر ژاپن بسیار چشمگیر هستند.)


shallow
  • adj. / not far from top to bottom (کم عمق، سطحی)
  • Syn. / superficial

n. shallowness / adv. shallowly

Estuaries are typically shallow bodies of water.  (پای رود ها معمولا سطوح کم عمقی از آب هستند)

The result of their research demonstrated the shallowness of the hypothesis. (نتایج تحقیق آنها سطحی بودن نظریه را نشان داد.)


sheltered
  • adj. / protected from harmful elements; isolated from reality (پناه داده شده، محافظت شده، منزوی)
  • Syn. / protected

v. shelter / n. shelter

She has led a sheltered life since her parents have done everything for her. (او به صورت منزوی زندگی می کرده چرا که والدینش همه چیز را برای او انجام می دادند.)

Everyone looked for shelter from the blazing sun.  (هر کسی به دنبال یک پناهگاه در مقابل آفتاب سوزان بود.)


vanishing
  • adj. / going out of sight (ناپدید شده، در حال نابودی)
  • Syn. / disappearing

v. vanish

The red squirrel is a vanishing species that needs a protected habitat to survive.  (سنجاب سرخ یک گونه در حال نابودی است که برای بقا به محافظت از زیستگاهش نیاز دارد.)

No one knows with certainty what caused the dinosaurs to vanish from the face of the earth.  (هیچ کس با اطمینان نمی دادر که چه چیزی باعث ناپدید شدن دایناسورها از سطح زمین شده است.)

لینک های مفید

۴ دیدگاه. نظر بدهید

  • تروخدا درساهایه بعدی رو هم قرار بدید

    پاسخ
  • سلام. عالی هستید. لطفا نه درس دیگر رو هم بارگذاری کنید

    پاسخ
  • عرض سلام و خسته نباشی. لطفا درسهای بعدی رو هم قرار بدید

    پاسخ
  • وحید احمد صمدی
    اکتبر 5, 2017 1:51 ب.ظ

    سلام خدمت شما دوست عزیز که زحمت زیاد کشیدید و این مجموعه دلنشین را تهیه و بخدمت همشریان گذاشتید من از شما متشکرم و نمیدانم که درس های پیش رفته از این موضوعات درسی را از کجا تهیه کنم لطف نموده رهنمایی ضرورت دارم تشکر

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست